teenagers rock it

welcome

چهارشنبه 9 تیر 1395 08:06 ب.ظ

نویسنده : whcaw
hi guys!
welcome to our shitty web
خاب راسدش من وقتی ب چیزی معتاد میشم دگ نمیتونم ازش بیرون بکشم
مخصوصا اولین چیزا!
مث همی وب که اولین جایی بود که من تو نت باش اشنا شدم:/
بله میدونم دگ مگسم تو وب پر نمزنه ولی خب...
برا ادمی مث من یجور فرار از مشکلات:\محسوب میش
و هرچیزی دلم بخاد تو این وب مینویسم
رزالین و یاسی هم(رفقای همشه پایه×ـ×)هرچی بخان میزارن
نویسنده جدیدم میگیریم با کمال میل:!ولی فلا ک فک نکنم کسی مایل باشه
میدونی ترشحات مغزی و اینارو میریزیم تو وبه
نظرم بدین خوشااال میشم از صمیم هارتم
-----------------------------------------------------------------------------
خب اگ هم منو بجا نیاوردین مهسا هسدم...یزمانی رینبودازل بود و یزمانی شدوگرل(کلا هویت دوسد)و الان وهکاو هسدم
yes my bitches let`s rock this shit and make our teenage web!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 1 مرداد 1397  02:00 ب.ظ

anne

پنجشنبه 25 مرداد 1397 01:52 ب.ظ

نویسنده : whcaw
Related image
های بچ
این اخیرا ی موزیک ویدیو دیدم مال همی تین سلبا
فک کنم عاشقش شدم!یجورایی عاشقانس ولی احساس میکنم عاشقانه بودنش خ با روحیاتم جور درمیاد
جوریه ک صدبار نگاش کردم و حسابی دقیق شدم و تک تک حالاتو درنظر گرفدم.میدونم فق ی موزیک ویدیوعه ولی هرچن وق یبار ی موزیک ویدیوهایی یهو همچین تاثیراتی روم میذارن لینکشم اینه روش کلیک کن: http://www.namasha.com/v/8eYg1rDL
ی اتفاق نسبتا خوشایندم افتاد
فک کردم همه کتابایی رو ک بابام برا تولدم خریده بود رو خوندم...حدود ی میلیون تومن کتاب خریده بود://
نمد چرا انقد زود تموم شدن 
بعد یهو متوجه شدم ی مجموعه سه جلدی امیلی رو نخوندم هنو
نویسندش همون نویسنده ان شرلیه...اینم یچی تو مایه های ان شرلیه هرچن من ان شرلی رو بیشدر دوس داشتم
منظورم کتاب نیس...اگ از لحاظ کتابی بررسی کنیم امیلی بهتر از ان شرلی بود ولی از لحاظ کاراکتری...ان شرلی رو بیشتر دوس داشتم!
راسی دارن مجموعه ان شرلی رو بازسازی میکنن سریالشو...بنظرم این بازیگر جدیدا خ بهترن من فق ی تیکه کوچیکش ت یوتیوب دیدم و عاشقشون شدم
الانم زدم رو دان داره دان میش سریاله0-0(the end of the fucking world بیچاره!انگار وقت نمشه ترو ببینم)
و قسمت ناراحت کننده ماجرا اینه ک هر سه جلد رو در عرض یکروز و نیم تموم کردم:")شایدم کمتر چون باید هی میرفدم کلاس و ریاضی حل میکردمو ...
ولی اشکال نداره امیلی واقعا یه کتاب فوق العاده بود مطمعنم تا چنروز مزش زیر زبونمه...تازه اخر هفته ها برا من پر اتفاقه ک باعث میش حوصلم سر نره و کلی ادم میبینم...پس جای نگرانی نیس!
گیتارمو نسبتا خوب زدم...البت ن خیلی خوب!یجای کار اشکال داره..یجای کار باعث میش اکوردام خوب صدا ندن و استادمم غیر مستقیم گف...انگشتات ضعیفن...
نمد...ایکاش انگشتام قوی بودن اونوقت دگ مناسب گیتاریست شدن بودم.چرا هرکاریو ک خیلی دوس دارم توش استعدادم ب اندازه اون کارایی نیس ک دوس ندارم؟
خب این جملرو بقول مامانم از سر ناشکری گفدم...فوتبالو اواز خوندن رو خ دوس دارم و توش استعداد جالب توجهی دارم..ولی ای کاش گیتارم همینجور بود.
راسی ی خبر داغ...ی دختر جسورتر و انقلابی تر و کله خر تر...و بقول مامانم نادون تر از من تو فامیلمون یافت شد
راسش من تاحالا ندیدمش دختره رو..بما نزدیک نیسن
قضیه این بوده دختره تو خونه تنها بوده...بعد خونه اتش سوزی خفیف گرفته و دختره فرار کرده از خونه...ب خونه اسیب خاصی نرسیده.
ولی دختره فرار کرده!ینی اتش سوزیم کار خودش بوده...الان چن روز میگذره ک پیداش نکردن
ردشو گرفدن و ظاهرا رفته تهرااااان!دگ بعد اون اثری ازش ندارن
دختر فراری...هیییی
منکه تو هربحثی راجب دختره انجام میش طرف دخترم..میگم تقصیر خانواده بوده..خب برا فرارش قطعا دلیلی داره
و مهمترین دلیلم خود خانوادس
بهرحال یکم عذاب وجدان دارم چون ی کاراکتر فراری خلق کردم و باهاش داستان نوشتم...البت هنو ننوشتمش
تو ذهنم نوشتم و بطرز خفناکی خفن شده
نمدونم...من از بچگی نوشتن تو خونم بوده.از همون بچگی متنام بیش از حد ادبی بود
کلی داستان تو ذهنم نوشتم
خیلیاش چن جلدین
ولی نمتونم...تایپشون کنم یا بنویسم...
چون..گشادم!
خب دلیل دقیقش این نیس...راسش ی دلیل دیگش اینه ک میترسم داستانام اونقد ک بقیرو شوکه میکنه...ناشرا و ویراستارا رو شوکه نکنه
ای کاش جسارت امیلی توی داستانو داشتم و از برگشت خوردن کارام نمیترسیدم...ولی من نمخام کارام برگشت بخورن
یبار نویسنده موردعلاقمو دیدم و اونم خ از من خوشش اومد
بخاطر همی چنتا از کارامو قرض گرف و بعدا ک بهم برشون گردوند...کلی نقد بود!
مثلا:مورچه ک دندون نداره عزیزم؟داره؟مورچه ب محض ک بخوره تو اب فوری میمیره
دلم میخاس تیکه تیکه کنم کاغذو.خب شاید داستان من تو ی دنیایی اتفاق افتاده ک مورچه هاش دندون دارن و یکم شنا بلدن!
البت اون نویسنده واقع بینی بود و یجورایی تاریخ نویس بود.کتاب مردی که سبز بود راجب کوروش کبیر نوشته بود
تو دنیای رویایی من جایی نداشت
قبلا خ ادبی مینوشتم..طوریک معلمام بشوخی میگفدن تو زمان قدیم بودی جای سعدی و حافظ میشدی
ولی الان خودمو عادت دادم روون تر و عامیانه تر بنویسم...
ولی هنوزم خیلی جمله ها توی ذهنم ادبی و زیبان
از دبیر ادبیات امسالمون متنفر بودم
از داستان و اثر ادبی هیچ چی حالیش نبود..البت همیشه بیستم سرجاش بود و اونم از دبیر سختگیری مث اون بیست گرفتن خیلی بود
ولی این بشر دیوونه کارای طنز بود!خب من اگ ی متن خ طولانی بنویسم میتونم بعضی جاهاش خوشمزه بازیایی دربیارم
ولی ن توی ی انشای ی صفحه ای!همش از غم و تلخی ینویسم...نوشته هام اشک در ارن!ی نوشته کلاس پنجم نوشتم ک دخترخاله و مامانم احساساتی شدن و گریشون گرفت...ولی حتی طنزامم تلخن!
نمدونم...واقعا میخاسم اون برق چشمی ک موقع شنیدن کارای طنز تو چشاش بود رو موقع شنیدن کارای منم تو چشاش باشه..
ایشالله دبیر امسالمون دگ طنزپرست نباشه!
بهرحال امیلی یجورایی شیرم کرده ک یکی از داستانامو تایپ کنم.ک البت خیلی فک کنم طول بکشه 
فک کنم چهارصد صفحه هم بکشه!
ولی اندفه دگ نمخام از چیزی بترسم یا بابت چیزی نگران باشم
خب همین!بای بچ
------------------------------------------------
پ.ن:کتاب ان شرلی یا امیلیرو خوندین؟بنظرتون چجور بودن
پ.ن2:اهل کتاب هسین؟
پ.ن3:اسم سریال جدید ان شرلی anne with an e هس




دیدگاه ها : cm
آخرین ویرایش: پنجشنبه 25 مرداد 1397  02:03 ب.ظ

new part

پنجشنبه 25 مرداد 1397 12:17 ب.ظ

نویسنده : whcaw
Related image
خب ازونجایی ک خیلی اوتاکو هسدم و فیلمم زیاد میبینم میخام بخش جدید بزارم ت وبم
(ارواح سرگردان وبم میخوننش0-0)
ت این بخش یه انیمه یا فیلمیو ک اغلب ادما دیدن رو میام و نقد میکنم:/
یا راجب کاراکتراش و ماجرای فیلم نظر میدم
ارواح سرگردانم کامنت بزارن و نقداشونو در قالب کامنت بگن خ خوب میش
خاب همی
این ی اطلاعیه بود قرار نیس کسی باش موافقت یا مخالفت کنم چون من بالاخره کاریو ک بخام انجام میدم
بای مای بچز!



دیدگاه ها : nah!
آخرین ویرایش: پنجشنبه 25 مرداد 1397  02:01 ب.ظ

shits of my mind

سه شنبه 23 مرداد 1397 04:59 ب.ظ

نویسنده : whcaw
Image result for aesthetic carl gallagher
های..چن روزه پست نزاشتم یکم سرم زیادی شلوغ بود
هنوز یه اهنگ سخت دارم باید فردا سرکلاس گیتار بزنمش ولی مگ انگشتای ضعیفم میزارن اکوردارو محکم بگیرم؟
نمدونم ولی خیلی دلم میخاد استادم ازم راضی باشه موسیقی از معدود چیزایی هس که دوس دارم توش واقعا استعداد داشته باشم
تازه پنجشنبه هم یه امتحان ریاضی سخت دارم...جلسه های اول تونسم سرکلاس تمرکز کنم و دنباله ها رو خوب یاد بگیرم...ولی یکم ک گذشت یهو بخودم اومدم دیدم دنبال این دنباله های بازیگوشو نگرفدم و انقد دنبال اعداد بی سروته رفتم ک رسیدم ب دنباله هندسی!
خب...راسش من از ریاضی اصلا خوشم نمیاد و هیچوقدم خوشم نیومده
زیستو دوس دارم چون میتونم تصورش کنم و خیلی رنگاوارنگ و قشنگه...ادبیات رو دوس دارم وقتی میرم تو متون مختلف ک جون میدن برا خیالپردازی...حتی تاریخ که تقریبا همه ازش بدشون میاد رو دوس دارم...خودمو میزارم جای ی پادشاه قدیمی یا ی محلی که وسط اعتراضاته برا ی انقلاب جدید..
ولی ذهنم هیچوقت نتونس با اعداد ارتباط برقرار کنه...خنده دارتر اینه که ریاضیم خوبه!دس کم در زمینه محاسبات بطرز رعب آوری سریعم و خیلی سریع اعداد اول رو تشخیص میدم و سری ضرب و تقسیما رو بدون یذره فکر حل میکنم...ولی با بزرگتر شدنم ریاضیم سختتر شد و مغز من ک از همون اولم نسبت بش بی علاقه بود لجوج تر!هی موقع ریاضی به همه چی فک میکنه جز ریاضی...
جالب اینه که همه دانشمندای موردعلاقم ریاضیدان و فیزیک دان بودن...مریم میرزاخانی.اینشتین.والتر اوبرایان...
فیزیک رو میش گف یکم دوس دارم...عاشق مبحث کوانتومم و کلی کتاب و مقاله راجبش خوندم...طوریکه یبار ی دانشجوی فیزیک ازین همه اطلاعاتم راجب فیزیک کوانتوم تعجب کرده بود..ولی از خیلی مباحث فیزیکم خوشم نمیاد مث الکتریسیته و بقیه مسائل خشک و بی مزش!
اینهمه فقط بهونه اوردم برا نیومدنم..بقول مادر گرام استعدادی رو ک توی توجیه کردن دارم تو هیچی ندارم
----
اتفاقای کمابیش جذابی تو این چن روز افتاد.اولکه یکی از کراشام موزیک ویدیوش منتشر کرد0-0  have you alwaysاز عشقم carson lueders...ی موزیک ویدیوی عاشقانه ای بودن0-0خ گوگولی بود
و دوم اینک فک کنم هات ترین پسر جهانو از دیدگاه خودم پیدا کردم...ethan cutkosky لنتیییی تو سریال shamelessبازی کرده..هم عاشق قیافشم هم کاراکترش...کاراکترش ت واقعیتم بی شباهت ب کاراکترش تو فیلم نیس
انقد عاشقش شدم ک استوری اینستامو پر کردم از میکساش تو فیلم و رفدم سرتخت داداشم پتوشو گرفدم ت بغل وانمود کردم ethanهسش...داداشم با ی قیافه تاسف باری بم نگا میکرد...ولی من گرفده بودمش ت بغل پتورو هی جملات رمانتیک میگفم...اااه!
میدونم الان میاین میگین هات ترین مرد جهان زین هسو حتی بنظرتون خوشگلم نیاد...خب نظر جهانی همینطوره و منم تا چنروز پیش همین فکرو میکردم ولی این لنتیییییییی خیلی قیافش با معیارای هاتی من جوره
انقد دوسش دارم که تواپارات  ویدیو ازش گذاشتم و چنتا عکسم گذاشتم بعد که مطلبو خوندین حال داشدین بزنین رو ادامه تا میکسشو ببینین و عکسارم(-0

یه ماجرا دیگم داشتم...اونروز یکی از پسران فامیل خونمون بود و داشدیم باهم میحرفیدیم
جمعه شب ایشون بادوتا دگ از پسرای فامیل پارک بودن ک اتفاقا منم باهاشون دوس بودم خ باهم فوتبال بازی میکردیم و اینا
بعد ظاهرا پشت سرم بم گفده بودن دوجنسه!و بعد خیالپردازی کرده بودن باهم رفتن تایلند و بعد بزرگتره گفته مهساهم بیاد حال میده همجنسبازه دوتا کسم برا اون جور میکنیم
ازون شب احساس میکنم از همشون بدم میاد...از نادونیشون متنفرم!اولا من دوجنسه نیسدممممم!تامبوی هسم و حتی اونقدرا هم خشن و پسرونه بنظر نمرسم بخاطر فیس کیوتم:/ک همیشه دوس دارم یکم خشنتر بود
دوجنسه ینی الت تناسلیت با جنسیتت مغایرت داشته باشه و خیلی از دخدرا ک کاملا گرلین ممکنه دوجنسه باشن.
تازه همجنسباز واقعا توهین بزرگیه..من هنوز عشقو فک نکنم تجربه کرده باشم ب اون صورت ولی همجنسباز(کسیکه فق بخاطر لذت جنسی از همجنساش سواستفاده جنسی میکنه)نیسم!بایسکشوالم ولی مطمعنم هیچوق ب همچین پسرای نادون و اشغالی گرایش ندارم
ی مسعله دگ ک حس کردم اون شب عصبی ترم بود این بود ک پسر کله بورمون گفته بود:مهسا بیشدر من دساش مو داره!!
اولا ک خب معلومه از توی کونی شیربرنجی کله زرد بیشدر مو دارم!ولی مگ دس خودمه؟
خدا رو شکر صورتم مو نداره  وگرنه معلوم نی چ اسمایی روم میزاشتن...من خودمم زیاد با موی بدن حال نمکنم و هروق ک حوصله کنم میزنمشون بخاطر همی تقریبا همیشه بدنم بی موعه.همینجوریش زیاد مو ندارم ولی پوست بدنم خ رنگ پریدس و موهای بدنم برخلاف موهای سرم مشکین...یبار من حوصلم نشده بوده بزنم اینم خ هیز منو دید زده دیده اندک مویی روی دس من جوانه زده..اینم ب دسای تپل و چندش خودش نگا کرده ک موهاش بورن..بعد پرونده ک مهسا بیشدر من مو داره!
متنفرم از کساییکه تو کار بقیه فضولی میکنن..شبش کلی تصور کردم ک زندانیش کردم و ی ژیلت غول اسا دارم..بعد میرم و با ژیلت پوسشو تکه تکه میکنم و میگم:اوه!حالا بیشدر تو پوست دارم!
یا چنتا دوجنسه استخدام میکنم ک به سه تاشون تجاوز کنن..میدونم خ افکارم عوضیه ولی خب بعضی وقدا برا خنک کردن دل خودم مجبورم..من همیشه خدا هروق دخترا فامیل غیبتشون میکردن میگفدم پسرای خوبین ک!و واقعا دوسشون داشدم بعنوان دوسای خوب
ولی خب ریدن ب همچی و دس گذاشدن رو نقطه ضعف من..از استایلم ایراد گرفدن
خب بزگریم...
رو اهنگ skin از sixx a,m بدجور قفلی زدم.فک نمکردم هیچوق از همچین اهنگی خوشم بیاد ولی واو!فوق العادس!!!شایدم چون مود این چنروز منو توصیف میکن فوق العاده بنظرم میاد
تابستون داره تموم میش و هنوزم کلی فیلم و انیمه مونده ک تمومشون نکردم...خ دلم میخاس سریال the end of the fucking worldرو ببینم ولی اصا وقتم کفاف نمده کلی صبر کنم دان شه و بعد تازه ببینمش!
باید برم از سایتای انلاین ببینم ک رو گوشی حال نمده رو کامپیوتر عشق دیگه ای میده و کامپیوترمون فیلترشکن نداره..بچها ی فیلترشکن رو برا کامپیوتر بم معرفی میکنین؟لازم دارم شدیددددددددددددد
دگ حرف دگه ای ندارم برم شیرموزمو بخورم...ناهار خیلی خوب خوردم سیب زمینی و پنیر با گوشت...
اینروزا اشتهام بیشدر سابق شده خ زود گشنم میشه...با اینحال وقدی برا قد و وزن رفدم دکتر یه کیلو کم کرده بودم از پارسال تاحالا
از قبلش یکم کمبود وزن داشتم دکتر کلی دعوام کرد که چارسانت قد کشیدم و تازه وزن اضاف نکردم هیچ!ی کیلو هم کم کردم؟؟؟
بحث قد شد...الان سرچ کردم قدethan رو ت گوگل قدش 166عه18سالشم هس ..چرا انقد ریزس
بهم نمیایم پس حیف:(پسر دس کم باید ده سانت بلندتر باشه...من خودم دراز نیسما قدم 165عه...ethanزیادی کوچولوعه:(
البت نیاین نصیحتم کنین خودم میدونم هیچوق بهم نمیرسیم:///ولی خیال پردازی ک عب ندارهD:
--------------------------------------------
پ.ن:فیلترشکن خوب برا کامپیوتر سراغ دارین؟
پ.ن2:بنظرتون هات ترین مرد دنیا کیه؟
پ.ن3:نظرتون راجب ethan?
پ.ن4:اهنگی ک اخیرا روش قفلی زدین چیه؟
پ.ن5:درس موردعلاقتون و درسی ک ازش متنفرین؟
خب دگ شما رو با عکسای ethan تنها میزارم در ادامه مطلب...

رو این بزن برا ethan

دیدگاه ها : cm
آخرین ویرایش: پنجشنبه 25 مرداد 1397  09:52 ب.ظ

silence

سه شنبه 16 مرداد 1397 12:42 ب.ظ

نویسنده : whcaw
Related image
shhhhh
سکوت...و تنهایی
وقتی که میتونی اروم اروم تو تاریکیش غرق بشی...و زوم کنی رو صدای باد.صدای زمین.صدای اب
صدای قشنگ هرکوفتی که مواقع عادی تو زرزرای احمقانشون گم میش
اینجور نیسد که ادم منزوی ای باشم و کز کنم تو لاک خودم
بیشتر مواقع دورم پر ادمه...ک باهم میخندیم میزنیم تو سروکله هم و هرکار دیگه ای
ولی احساس تنهایی کردن تو یه جمع خیلی بدتر از تنها بودن واقعیه
حقیقتش اینه که خیلی وقتا کنترل کردن خودم تو جمع خیلی سخته
و ی حقیقت بزرگتر اینه که...من خیلی به ندرت سکوت و تنهاییرو تجربه میکنم
بخاطر ادمای دورم نیس...هروق بخام میتونم ازشون فرار کنم و خیلی وقتا خودشونم باهام کاری ندارن
حقیقت وقتیه ک تنها میشم...شانس باهام یار باشه هیچ اتفاقی نمیفته و اونوقت یکی از شیرین ترین لحظات زندگیمو تجربه میکنم
وانمود میکنم درختی ک کنارمه یه دختر پانکه که یور موهاشو تیغ زده و اونورشو سبز کرده و بعد باهم ب عالم و ادم فحش میدیم
وانمود میکنه گربه رو به روییه ی پسر جذاب و بی بخاره که بی تفاوت به دوروبر نگا میکنه...اون دختره با لباس ابیش سعی داره مخشو بزنه...ولی گربه عین خیالش نی...درحقیقت گربه هه باقلب همه بازی میکن...ولی خودشم نمدونه ک به دخترا کشش نداره و گی هس
خب وقتایی ک تنهام همچین چیزارو تصور میکنم...ادمای خیالی که باهاشون حرف میزنم...ی خوبی ادمای خیالی اینه که همیشه اون جوابی رو بت میدن که میخای...منظورم این نیس که خودت جوابو بجاشون میگی..من قوه تخیلم بشدت بیش فعاله و خیلی وقدا کاراکترا از دسم خارج میشن..ولی همیشه جوابای هوشمندانه ای میدن..جوابایی ک میش راجبشون بحث کرد و بیشتر حرف زد و هیچوقت فک نمکنن تو ادم عجیبی هسدی
یبار نشسته بودم...بهتره بگم نشسته بودیم..کراش سابقم بلند شد و گف:اه تو هم که همش ساکتی هیچی نمیگی!
بعد پاشد رف
درحقیقت من داشتم ازون سکوت بینمون لذت میبردم و وانمود میکردم داریم باهم حرف میزنیم..ی مکالمه خ خفن که یهو تصویر واقعیش خرابش کرد.ولی تصویر خیالیش گف:ناراحتت کردم؟
و خب کلی بامن مهربون شد چون ناراحتم کرد
تقصیر واقعیه نبود اون حتی نفهمید ک من دلخور شدم چون هیچ حالتی تو صورتم نبود.یجورایی فک کرد عمدا دارم بش کم محلی میکنم
بزگریم...همچین مواقعیو خ دوس دارم
ولی...نمدونم چطور توضیح بدم...منم مث خیلی بچه های دیگه دوست خیالی داشتم بچگی
همه روزمو با دوسای خیالیم میگذروندم و از دوسای واقعیم بیشدر دوسشون داشتم
ولی اون کاراکترا تحت کنترلم نبودن...نمدونم شاید یجورایی اسکیزوفرنی داشتم...
و هنوزم احتمالا دارم
مثلا سرکلاس نشسته بودم کلاس سوم
بعد یهو یکی از دوسای خیالیم اون وسط کلاس مشغول رقصیدن میشد...منم خیلی سخت میتونسم حواسمو جمع کنم..چشامو میبستم و میگفدم:تروخدا گم شو!باید ب معلم گوش بدم..و چشام باز میکردم و اون هنوز اونجا بود...هروق خودش دلش میخاس میرف..بخاطر همین همیشه معلما بم میگفتن:حواسپرت!تمرکز نداری!
شاید چون زیادی باهوشی تمرکز نداری...اخه من نمره هام همیشه خدا بیست بود و اندازه بقیه تلاش نمکردم...ولی خب من باهوش نبودم..دوسای خیالیم نمزاشتن ب درس گوش بدم
بالاخره با گذر زمان تونسم بهشون کم محلی کنم و اونا هم کم کم ازبین رفتن
شایدم نرفتن
اونا اومدن تو خوابام...و خب من خیلی وقتا قبل اینک یه اتفاقی بیفته خوابشو میبینم
اوایل مسائل کوچک و بی اهمیت بودن...ولی بعدش یکم بزرگتر شد..
مثلا خواب دیدم ک مامانم بر اثر گازگرفتگی بخاری مرده و منم اصا ناراحت نبودم
دوروز بعدش ...مامان دوسم براثر گازگرفتگی لوله بخاری فوت کرد
و خواب دیدم ک ی بچه گربه سیاه سفید خ خوشگل تو حیاطمونه...و ی لاستیک گنده میاد از روش رد بشه...من میپرم و نجاتش میدم...صب ک بیدار شدم و سوار سرویس مدرسه شدم...تو راه بودیم ک همون بچه گربرو وسط خیابون دیدم...و ی ماشین از روش رد شد...دوتیکه شد قشنگ..دلم میخاس جیغ بکشم از ترس
و تااینک امسال دگ خ بزرگ و وحشتناک شد
زلزله کرمانشاه رو یادتونه؟من هفته قبلش خواب ی پیرزن روستایی رو دیدم..ک هی داد میزد مواظب باشین.و بعد یهو کلی اوار ریخ رو سرش
و دوبار دگ هم اون پیرزن اومد تو خوابم..و بازهم زلزله اومد.
و بعدش خوابای دیگم شروع شد...مثلا چن بار خواب دیدم که خودم تو اینده باهام میاد کلی حرف میزنه..درحقیقت بنظر بیست و خرده ای میومد..ولی خودش میگف سیصد سالشهههه ودف!
اون نفت کش رو هم خواب دیدم...و ایندمم بم گف خ ذخیره کنین امسال سال سختیه پول هرچی میتونین ذخیره کنین
و الانم ک روز ب روز اوضاع بگا رفته تر میش
و فک نکنین چیز باحالیه..وقتی سرکلاس نشستی و کلی صدا دارن باهم حرف میزنن...وقتی یهو کلت تیر میکشه
وقتی صداها حرف میزنن...چن روز پیش تنها بودم دوباره شروع کردن حرف زدن منم باهاشون حرف زدم یهو کراشم اومد...خ ترسیده بودم ..ولی انگار متوجه نشده بود
یبار ب مامانم گفدم موضوعو!خیلی باهام بد برخورد کرد..گف کم مونده اسکیزوفرنی هم ب مرضای روانیت اضاف کنیم دگ چی؟ممنوع کرد ک دگ تعوریای عجیب غریب رو بخونم تو نت تا یمدت
بابامم باهام مث ی موش ازمایشگاهی رفتار میکن...با لبخند ملیحش میگه بخاطر روان پاکته که خوابای صادقه میبینی
دلم میخاد داد بزنم:بچچچ من هرچیزیم پاک باشه روانم نیس..الوده الوده اس!
بخاطر همی مجبورم همشو تو خودم نگه دارم
دگ هیچوقت وقتی یکی صدام میکنه سرمو برنمیگردونم ..و وایمیسم تا دسشو بزاره رو شونم تا بفهمم ی ادم واقعی صدام زده
نشستم سرکلاس...و اونا جیغ و داد میکنن...منم تو ذهنم میگم:خفه شین..خفه شین..خفه شین.
اره شایدم واقعا اسکیزوفرنی دارم...ولی صداها داخل سرم نیسن میتونم حسش کنم..وقتی میشنومشون و تحملشون ندارم هدفونو میزارم رو گوشم و اهنگو تااخر بلند میکنم و دگ اونا نیسن...و خودمو عین ی ترسو واقعی لای نت ها قایم میکنم..من کسی بودم که همیش میجنگیدم ولی این هیولاها ..خارج از تحملمن..
خیلی وقتا فکر میکنم ...فکر میکنم و فکر میکنم...و روز ب روز بیشدر تو دیوونگیم غر میشم
ولی من ی ماسک عاقل گذاشتم رو صورتم..افراد کمی میدونن
ولی الان دگ برام مهم نی..بدرک خب من روانیم..دگ ب ی ورمم نیس
all the best ppl are crazy..:0
نقل قول ملانی مارتینز
------------------------------------------------------------
پ.ن:اینارو مینویسم..جدیدترین چیزایین ک شنیدم و گفدن ک خیلی بعدتر اتفاق میفتن

" همه چیز روی برنامه س. 
حمله به پاساژ کوروش  توسط داعش 
از فیلم شخصی که میگوید وابسته دولت است . 
اما نه ، این هم یک تعوری توطعه ست نه یک برنامه برای تخریب "
" یک اتفاق جالب در شانگ های . 
ساخت محصولاتی که با محیط زیست سازگار تر هستند .
هند و پاکستان . عصبانیت .
رهبر کره شمالی حرکت خواهد کرد .
ژاپن در اخبار .
روسیه به امریکا فرمان میدهد .
یک جنگ دریایی .
مثلث برمودا در اخبارشاید چن ماه بعد وبو باز کنمو و بگم:عه!دیدی چق من روانیم:)اتفاق افتاد



دیدگاه ها : cm
آخرین ویرایش: سه شنبه 16 مرداد 1397  04:39 ب.ظ

water aesthetic

سه شنبه 16 مرداد 1397 11:45 ق.ظ

نویسنده : I'м α Tσмвσу

سلام به همگی :/
امروز گفتم بیام از وسواسم عکس بزارم
آب =|
نمیدونم چرا ولی آب خیلی خوشگله... با اینکه به نظرم غرق شدن دردناک ترین طرز مردنه ولی بازم به خودم میگم آب قشنگه بزار با دست اون بمیرم (جو گرفتم)
موندم کسی به غیر منم آبو میبینه خوشش میاد یا نه...؟
و عکسای بطری آب فیجی هم هست :/
فیجی ایز بهترین آب
آهان و مهسا قالبتو هنوز دارم میسازم
هیچ بک گراند خوبی براش پیدا نمیشه :/
و اینکه اگه احساس کردی بعضی از این عکسا باعث میشه وب فلفل بشه حذفشون کن
خب برید ادامه دوستان =|

کجا داری میگردی ادامه مطلب اینجاست :|

دیدگاه ها : comments
آخرین ویرایش: سه شنبه 16 مرداد 1397  12:00 ب.ظ

sorry

جمعه 12 مرداد 1397 08:43 ب.ظ

نویسنده : whcaw
Image result for aesthetic pain
های
من ی چن روز کلا نیومدم شرمنده اونم دلیل داشد
اولا ک رفدم واکسن زدم چارشنبه(واکسن کزاز-دیفتری)
و تازه پریودم بودم ک خ وضع شخمی ای بود:/
هیچ دگ چارشنبه عصر کلا افلیج بودم...ولی ب بدی پنجشنبه نبود
چارشنبه من رفدم واتساپ دیدم پسرخاله خرس گندم بلاکم کرده!!!
حالا چرا؟ایشون ازمن یسال کوچکتره و اومده برا داداش بنده(ک از من چارسال کوچکتره)کلی شاخ و شونه کشیده بود و بش فوش داده بود
بعد منم ب غیرتم برخورد و خلاصه کلی گفدم حالا داداش منو اذیت میکنی؟؟اشکشو دراوردی؟اشکتو درمیارم!هیچکی جز من حق نداره اذیتش کنه و...خلاصه خ فاز برداشده بودم
اخرش گفدم بیا خونمون دوس دارم ببینمت.اونم تکست داد منحرف نشو مهسا!منم تکست دادم بچ منحرف چیه؟میخام فکتو پایین بیارم
بعد دگ این بلاکم کرد ک خداییش کار غیرمنطقی ای نی؟این باید منو تو واقعیت بلاک کنه تو مجازی چجور فک پایین میارن!!
بعد از تو گپ هم که با بچه ها فامیل بودیم لف داد
بعد ب داداشم گفده بود ن من ع مهسا عبایی ندارم و ازین حرفا!حالا جلو خودم کلی مظلوم نمایی کرده بود
اره پنجشنبه ک شد با وضع ب سرزمین گا رفده ای بیدار شدم
کلا همه جام درد میکرد جز قلبم:/دلم بخاطر پریودی...بازوم ورم کرده بود...پاهام...سرم...چشام میسوخت...گلوم
کلا داغون بود وضعم
شبشم ک رفدیم عروسی...خدایی تو این وضع اینا چجوری عروسی میکنن؟ملت خوشنا!ما تو تیر ی عروسی داشدیم...دیشبم ی عروسی تازه اواخر تابستونم احتمالا پسرخالم(اون یکیش) ازدواج کنه://چون خ وقده نامزدن
و تازه ی پدیده شگفت اور دیدیم
ی دخدر تو فامیلمون هس ک ازمن یسال بزرگتره...بعد تو عروسیه کلا با ی پسره ریخده بودن روهم!همش دس همو گرفته بودن و راه میرفدن و جیک تو جیک همو..یدورم باهم رقصیدن://ودف؟؟ما فامیلمون اخه ازین اپنا نبود ک...اینا هی دارن اپنش میکنن:/
کم مونده بود ازهم لب بگیرن
بعد شانس من اخر فامیل یکی ع عین چادریای فامیلمون یهو اومد ب من و دوسم گف:شما ک دگ بچه نیسین حجابتون سر کنین://اخه ودف کی تو عروسی باحجابه که ما دومیش باشیم!!!
هیچ منم نوشابه زیاد خورده بودم حالیم نبود چی میگم
گفدم:خانم معنی نداره چیزی ک بش اعتقاد نداریم رو رعایت کنیم!و بعد اون گف تو سوره نوح گفده ک باحجاب باشین
منم خب قبلا قران خوندم گفدم:خانم سوره بقره هم گفده چیزی رو ک بادلیل قبول نکردین رو انجام ندین:/
هیچ دگ
زنه هم حرف خودش میزد منم حرف خودم ولی خدایی یاد بگیریم ب عقاید هم احترام بزاریم
مگ من اومدم ب توی چادری بگم چادر سیاتو دربیار عروسیه بقیرو غم زده میکنی؟ن نگفدم!
متاسفانه تا وقدی دین رو با قانون یکی میکنن اوضاع همین ادمای امثال من گستاخ بنظر میان
------------------------------------------------------------------------
راسدی ی توصیه بتون بکنم
ی تشترو پراب خنک بکنین پاتونو بکنین توش...بعد ابمیوه بخورین یا کتاب بخونین و اهنگ ملایم بگوشین
من دیروز اینکارو کردم خ عسمیه:/اهنگ lovelyو hidden in the sandرو گوشیدم 
اهنگhidden in the sandدو مین بیشدر نبودا من صددور پلی اش کردم 
خاب دگ همی
بای مای بچز!



دیدگاه ها : cm
آخرین ویرایش: سه شنبه 16 مرداد 1397  04:41 ب.ظ

fandom

سه شنبه 9 مرداد 1397 01:05 ب.ظ

نویسنده : whcaw
Related image

های بچ
میخام بگم ک تو چ فندومایی هسدم
فندوم ب اجتماعی از طرفدارای ی موضوع یا شخص خاص میگن
خب من اول از همه اوتاکوام(ینی فندوم انیمه بینها..چ گفدم:/)
و من ی دایرکشنرم(لویی گرل و نایل گرل×-×)
هالزی فم هم هسدم
متال هد هسدم(ع همی موزیک خشنا سرچ کنیم metal میاره..البت از هوی متال زیاد خوشم نمیاد)
و تو فندوم کرای بیبی(فنای ملانی مارتینز )هم هسدم
فن بیلی ایلیش هم هسدم
و یعالمه تین ایدل هم دارم..ولی فندوماشون اسم ندارن دگ نمگم (شاید ی پست دگ گفدم)
خب همی پایان
-----------------------------------------------------------
پ.ن:شما تو چ فندومایی هسدین؟



دیدگاه ها : فندوم؟
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 مرداد 1397  01:17 ب.ظ

awkward

سه شنبه 9 مرداد 1397 12:17 ب.ظ

نویسنده : whcaw
Related image
سیبو بزنین تو ماست بخورین خ خوشمزس
چیپس خلال رو با ماست قاطی کنین هم بزنین بخورین خ خوشمزس
بیسکویت شور با نوتلا خ خوشمزس
پفک با کره بادوم زمینی خوشمزس بخورین
چوب شور با سس سفید خ خوشمزس
شکلات لا نون باگت خ خوشمزس
موز و کره بادوم زمینی رو نون تست خوشمزن
ولی...
ولی هیچوقد شکلاتو بالواشک نخورین:)
نخورین...
نخورین..
نخورین.
مزه گندی میده
شاید بتونه با مزه گه برابری کنه(گه نخوردم تاحالا ولی بنظر میاد بدمزه باشه:/)
خلاصه نخورین تباه بشین مث من
خ احساس شاخی میکردم باخوراکیای ساختگیم
یهو لواشک و شکلات انداختم تو دهنم خوردم
و یکی از مزخرف ترین لحظات عمرمو تجربه کردم...نمتونسم تفش کنم چون کراشم جلوم نشسده بود
هیچ دگ...بزور قورتش دادم و پارچ اب کنار تختم برداشدم بشوره ببرتش پایین
نگو ک اب نبوده:)))اب خیار بوده
اب خیار مونده
هیچ دگ اونروز ب فنا رفدم و ابخیارو قورت دادم
من همون مغروریم ک جون داد تا جلو کراشش سوتی نده
خلاصه...بالاخره چن لحظه ک گذشت رفدم پایین اب خوردم
پاهام حتی جون نداش بره طبقه پایین...قد تموم عمرم اب خوردم ولی مزش مگ میرفد
وقتی برگشتم طبقه بالا کراشم گف:خوشمزه بود؟منم امتحان کنم؟؟
منم گفدم:ناااه یوقت بسرت نزنه ها:/
------------------------------------------------------
خلاصه معدمو ب سرزمین گا فرستادم...هعی
بازم بگم لواشکو با شکلات نخورین:)
نخورین..
نخورین.
پ.ن:تاحالا ازین لحظه مزخرفا داشدین؟!بگین
پ.ن2:غذا خوشمزه ساختگیای شما چین؟
پ.ن3:ب این نتیجه رسیدم مازوخیسم دارم:))گرسنمهههه...سرچ کردم aesthetic food تو گوگل و عکسارو میبینم...من ازین غذا خوشمزه لاکچریا میخام عه:(ولی اونقد گشادم ک ن حال درس کردن دارم ن حال خریدن



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 16 مرداد 1397  04:35 ب.ظ

خاله قورباغه یکی از بدترین فیلماست + نویسنده جدید

یکشنبه 7 مرداد 1397 01:13 ق.ظ

نویسنده : I'м α Tσмвσу

اول از همه سلام به شهروند :|
بنده یکی از دوستای مهسا هستم... مهسا
بهم بگید رریتی پای که قاطی نکنید
خب گفتم برای اولین پستم چی بزارم چی نزارم...
بعد به خودم گفتم که امروز رفتیم سینما خاله قورباغه ببینیم پس یه پست ازش بزارم
فقطم به خاطر میم پِ پِ (pepe) رفتم دیدمش
به جان خودم خیلی شبیهشونن !
میدونستم قراره خیلی مسخره و خنده دار باشه
اما بازم حالم به هم خورد -_-
والا من هرموقع دارم درمورد این میگم که کارتونا دارن افت میکنن همه میگن بچه ها دقت نمیکنن :|
اتفاقا میکنن :/ من بچه بودم باربی میدیدم به خودم میگفتم دارم با زندگیم چه کاری میکنم
باور کنید بچه ها خسته شدن انقدر چیزای مسخره ای دیدن (به الاوه الان خودم)
اگه به هر دلیلی خواستید ببینیدش نرید تروخدا :| حتی به خاطر مسخرگیش
همین مسخره بازیشم خنده دار نیست
در کل ادیتینگ فیلم تو حلقم -_-
میان تو حیاط خونشون که هرکسی میتونه بیاد داخل بخوابن بدون اینکه بدونن کی میخواد اونارو تو خواب ببینه بعد میگن تو جنگل نرو خطرناکه :|| شما نگران پشه هایی باش که میخوان شب گازت بگیرن :/
اون دختره هم یه جوجه تیغی داره برای محافظت مصلا
مشکل اینه جوجه تیغی ها اصلا برای حمله و درکل درب و داغون کردن خوب نیستن
یه چن تا تیغ پرت میکنن همین
پس چی یاد گرفتیم بچه ها؟؟
غلط
پ پ میم بهتریه از خاله قورباغه :|



دیدگاه ها : comments
آخرین ویرایش: یکشنبه 7 مرداد 1397  01:23 ق.ظ

tomboy-

شنبه 6 مرداد 1397 11:09 ق.ظ

نویسنده : whcaw

See the source image
های گایز
اول ع همه اریگاتو گازایماس!مرس از هم اسم بامعرفتم رریتی پای که وبمو تبلیغ کرد
و مرسی ک سرزدین0ـ0اصا بم انگیز دادینا
و باعث شدید یسری وبای بسی عسمی رو بیابم(ایول!من فک میکردم فوق وبا وب فیلم باشه)
خب دگ بریم سر موضوع امروز:تامبوی!
اول ع همه تامبوی ینی چی؟
tomboy is a girl who exhibits characteristics or behaviors considered typical of a boy,[1][2]including wearing masculine clothing and engaging in games and activities that are physical in nature and are considered in many cultures to be unfeminine or the domain of boys
-ینی تامبوی دختریه که استایل وبیشدر سبک رفتاراش جوریه که معمولا تو جامعه بعنوان کارهای پسرونه شناخته میشه.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-خب من ی تامبوی هسدم و برا فهمیدن این موضوع راه درازی رو طی کردم و بهای سنگینی رو دادم.
بزار یکم فلش بک بزنم ب عقب...و اینجایی استپ کنم که سعی داشدم خودمو از شر اون موگیرهای نکبتی که مامانم ب کلم زده بود خلاص کنم
بزار اینجا استپ کنم که زور میزدم از شر دستبندها و گردنبندهای مزخرف دخترونه ای ک دورمو گرفده بودن خلاص شم و استفراغ نفرتمو روشون بالا نیارم
اونجا استب کنم که از دیدم پاهای خودم تو دامن چندشم میشد و دیوونه تیشرتای مشکی و تیره بودم
اونجا استپ کنم ک کارتون سیندرلا رو بااکراه نگا میکردم و کارتون تارزان و انیمیشن فوتبالیستها و لاکپشتهای نینجا رو باعلاقه!
اونجایی ک اسطوره هام اون پرنسسای مزخرف و افاده ای دیزنی نبودن ک بابوسه شاهزاده به زندگی برمیگشتن و تو دامن و میون فرشته ها میرقصیدن
اونجایی ک گوشامو سوراخ نکردم و هنوزم بالجاجت تمام گوشام سوراخ نیسد و فک کنم اخرین دختری باشم ک گوشاش سوراخ نیس
اونجایی ک روانی فوتبال و شمشیربازی بودم.دلم میخاست بجنگم
و بزار رو دوران مهدکودک استپ کنم...با تیشرت راه راه سبز موردعلاقم و شلوارک گشاد جین...کیفمو تکون تکون میدادم..کلمو با موهایی ک بالاخره مامانمو راضی کرده بودم بودم کوتاشون کنه تکون تکون میدادم و شعرهارو باریتم میخوندم
بهترین رفیقم ی پسری ب اسم آرین بود.ی پسر شروشیطون و کله نارنجی
هیچ دختری تو لیست رفیقام نبود.لیست رفیقام پر دانیال و ارین و سروش و...بود...و ی دختر ب اسم سارا!ک خیلی دوسدش داشدم
کسی بود ک از دنیای دخترونه یکم بم اخبار میداد
بغیر اون دختر دیگه ای نبود
اینجور نبود ک ادم پسربازی بودم...تو خوابم نمیدونسم عشق چی چیه؟؟میشه خوردش یا شوتش کرد؟
اینجور بود که پسرا وقدی وحشیانه توپو شوت میکردم یا ازلای خاک باغچه ی کرم میکشیدم بیرون و نصفش میکردم یا وقدی ک بلند داد میزدم جوری نگام نمکردن ک انگار از ی سیاره دگ اومدم و چرا بااولین پرواز سفینه ام برنمگردم سیاره ی خودم؟
برعکس باعلاقه بام بازی میکردن و خیلیم خوش میگذشت وقدی موقعی ک مربی سعی داشد بهمون نقاشی یاد بده یهو یکیمون داد میزد جنگ!
و یهو میپریدیم رو میز و صندلیارو میزدیم رو سروکله هم!
اون دورانم گذشت و من وارد دبستان شدم
جایی که پسر و دختر رو جدا میکردن و یکدفعه زندگی من شد پر از دخترایی ک باید باشون سروکله میزدم
و اونجا بود ک بزرگترین درسای زندگیو گرفدم
وقتایی ک بنظرشون موجود عجیبی بودم
وقتایی ک کسی منو تو جمعش راه نمیداد
دقایقی ک سرم رو میزم بود و ثانیه ها رو حساب میکردم تا زودتر اون زنگ تخمی بصدا دربیاد.
دوسایی ک بدست اوردم و سریع از دسش دادم
وقتایی که با پسرای مدرسه که تاوقدی سوم بودم اونجا بود مدرسشون بیشدر رفیق بودم تا دخترا
وقتایی ک تو خاله بازیاشون همیشه بابا میشدم(و بعد یمدت واقعا دگ نمخاسدم باشم)
وقتایی ک باهم صورتی ست میکردن و من سرتاپا مشکی میپوشدم مث زندگی تاریکم
تاجایی ک تصمیم گرفدم ب نصیحت مامانم گوش بدم و همرنگ جماعت شم
موهامو بلند کردم و چتریای بامزه جلوش گذاشدم و البت موهای من خ خوشگل بودن هرجا میرفدم همش تعریف موهای من بود
پرپشت.خوشرنگ.خوش حالت ...طوریکه وقدی میرفدم ارایشگاه کوتا کنم نگهشون میداش برا مومصنوعی میگفد حیفه
بگذریم موهام اخرین چیزیه ک میخام باش پز بدم چون سرش خ دردسر کشیدم
هیچوقت با دامنای گل گلی کنار نیومدم...ولی دس کم تلاش خودمو کردم...موهامو دادم مامانم گیس کنه ساپورت و تونیک میپوشیدم مث این دختر خارجیا شلوارک پیرهنای رنگی و شیک
میرفدم اسکواش
و تو ورزشگاه بانگاهی پرحسرت ب دخترای نوجوونی نگا میکردم با موهای پسرونه و تیشرت و شلوار جینای تیرشون...فوتبال بازی میکردن معمولا
و بعضا هم کاراته
بالاخره سیزده سالم شد...حالا دورم پر ادم بود و خیلیا منو میسندیدن.وقدی مودبانه پذیرایی میکردم. تو جشنا دستامو باعشوه تکون میدادم و قرمیدادم
دخترا دگ بزرگتر شده بودن و عاقلتر!بالاخره داش کله هاشون اون همه دیالوگای پرنسسی رو فراموش میکرد و استایل خودشونو محتاطانه پیدا میکردن(دس کم بیشترشون)
و یروز...تو اینه بخودم نگا کردم.این چیزی بود ک میخاسدم؟مهسایی ک میخاسدم این بود؟
مطلبی راجب ترنسا خونده بودم و فک میکردم ک ترنسم ولی یجورایی جور درنمیومد
اخه من جسممو دوس داشدم!دلم نمخاس بجای مهسا علی صدام بزنن یا دلم نمخاس دگ این صدای نازک دوس داشتنی رو نشنوم وقتی داره اواز میخونه
جسم و پوست ظریفمو دوس داشدم وقدی ک تو حموم اروم رو گودی کمرم دست میکشیدم و انگار روحیه ام درتلاطم بود.
از همه چی بدم میومد!بیشدر همه ع خودم.
و بالاخره با تامبوی اشنا شدم و بالاخره فهمیدم که کی ام و چی ام.
تو اینه ب خودم زل زدم.کش موهامو دراوردم...دستبند ابیمو دراوردم و گذاشدم مچم نفش بکشه.
باوجود همه سروصداها و حرفا و حدیثا رفدم و موهامو پسرونه کوتاه کردم و اتفاقا ب صورت گرد و گونه های زاویه دارمم میومد
اولش سخت بود.وقدی ک بعضی دخدرای فامیل منو نشون میدادن و تو گوش هم پچ پچ میکردن:دوجنسس؟
وقدی ک خیلیا سربسرم میزاشدن ک الان دگ دوتا پسر تو خونمون داریم
وقدایی ک با مامانم بحث و جدل بود و حتی مامانمم بم گف:دوجنسهی منحرف!
ولی من کوتاه نیومدم.
اوایل همش تو غار خودم..نوشته میشنوشتمو هدفون اهنگای غمگین ...کلاهمو رو سرم میکشیدم و استینای سوییشرتمو با انگشتام میگرفدم و روتختم عین ی جسد گندیده بودم
ولی الان ب خیلی چیزا رسیدم
دگ میرم فوتبال...برا خودم تتو موقت میزنم...ب اهنگای راک گوش میدم و باشون عربده میکشم...و کلی دوس دارم!
با پسرا فوتبال بازی میکنم و خ خوش میگذره
و خانوادم دگ بام کنار اومدن
داداشم پشتمه و حمایتم میکنه بدجووور...بابامم معمولا حمایت میکنه...مامانمم...کنار اومده هرچن که هنوزم حسرت ی دخترزیبا با دامنای رنگی و موهای بلند ک دس در دسش باش میره خرید رو میتونم از تو نگاها و حرفاش بخونم
ولی هنوز دوسم داره...زیاد!
 و این بود جریان من!
فلا چار ماهه موهام کوتاه نکردم میخام بزارم تا اخر تابستون خوب ک بلند شد مدل شلوغ بزنم یکم سیختر
ازونایی ک راک استارا میزنن
خب اینم استایل و تینیجر لایف من!
خواسدم بگم هرچی ک هسین بخاطرش بجنگین و بش افتخار کنین
و لاو یور سلف!سلف لاو ایز د بست مای بچز!
پ.ن:استایلتون چیه؟مینیمالیست تامبوی گوت یا...؟
پ.ن2:بهترین دوس مهدکتون کیبود؟






دیدگاه ها : cm
آخرین ویرایش: شنبه 6 مرداد 1397  12:49 ب.ظ

my shitty drama

پنجشنبه 4 مرداد 1397 02:07 ب.ظ

نویسنده : whcaw
های
خب این ماجرا ماجرای جالب و مسخره و کاملا وقت تلف کنی من بود ک همی اخیرا با دوتا جیندای جعلی داشدم
ازونجایی ک خ گشادم در قالب ویس گذاشدم ماجرا رو
خب برا شنیدن ماجرا این ایدی رو تو تل سرچ کن @bitchniallismine
با هشتگ #drama
پ.ن:شما جامن بودین چیکار میکردین؟
پ.پ۲:البت اینجور نیس ک ب پند و نصیحتاتون گوش بدم بالاخره شما جا من نیسین
بای بچ



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 مرداد 1397  02:39 ب.ظ

the story of my internet

سه شنبه 2 مرداد 1397 04:11 ب.ظ

نویسنده : whcaw
☠خب خب اینم پست اول از روتین جدید وب☠
نمیدونم چرا خاسدم موضوع پستو بنویسم یهو اهنگ story of my life واندی پلی شد تو مغزم 
و بله میدونم با موضوعم مرزهای خلاقیت رو جاب جا کردم
 خا بگذریم
این پست راجب سرگذشت من در دنیای نت هسد(اومای گاد!)

 -اولا که تاوقدی من ده سالم بشه چیزی ب اسم نت تو خونه ما وجود نداش://
 کلا خانوادم نسبت ب تکنولوژی مث انسانهای غارنشین رفتار میکنن
 مثلا همی پدرم که تادوسال پیش گوشیش دکمه ای بود(rlly bish?
و البت الان بیشدر من ب تلگرام چسبیده:/ 
خب بچه ک بودم گیمری بودم برا خودم صب تا شب همینجور گیم میزدم و اینا
 همسایه جهنمی(نوستالژی:))
 خب وقدی اولین بارم نت رفدم هی سرچ میکردم مثلا:بازی انلاین مردعنکبوتی:/بازی انلاین دخترانه.بازی انلاین دردوزهرمار و خلاصه هرچی ک فکرش کنی
 یکم ک گذشت اپارات رو کشف کردم و خودمو با ویدیوهای پونی و اکوستریاگرلز نوکیدم(ملپ لاور شدنمو تو ی پست دگ توضی میدم)
و یه کانال هم زدم و خودمو با دوبله نوکیدم
 کم بعدتر وبلاگا رو کشف کردم
 اون زمان خ رومد بود 
منم جوگیر و تازه ی انجمن بادوسام زده بودم خلاصه ی وبلاگم برا انجمنه زدم وتوش بقول مرحوم دهخدا ازهرچرند و پرندی ب ذهنم میرسید اپ میکردم
 از سیاره ی تازه کشف شده درمنظومه شمسی بگیر تا پوکمون گو اپیزود جدید و چرا پنگوئن ها زانو ندارند(البت دارنا!من ی عمر تباه بودم)
خلاصه ی عده ای ب کامنت دادن و مزه دوسی مجازی رف زیرزبونم 
اولینشم ی بنده خدایی ب اسم سوگندشای بود://ک کلا محو شد و الان نمدونم کجاس
 خلاصه بعد من با یچیزی اشنا شدم ب اسم دازلینگ
 ن گروه دازلینگ اکواستریا گرلز رو نمگم 
جمعی از دوستان ک وب ضددوستی میزدند و ب خیال خودشون ختم روزگار و ختم هکری و ختم موذیگری و ختم خباثت(میگم همچین کلمه ای رو داریم؟خباثت؟چن روزه ذهنمو مشغول کرده؟)بودند..
 و من هم عضوشون شدم:/
خیلی راحت و ان زمان فک میکردم هاله ای از خباثت(خداکنه همچین کلمه ای داشده باشیم خ عسمیه)منو در برگرفده
تااینکه یروز خواسدم بایسری ادمایی دوس بشم و اونا تا فهمیدن من دازلینگم منو هووو کردن
 منم باخودم گفدم:درک!تاوقدی دازلینگیا رودارم غمی ندارم!
ک یهو دیدم منو ازوب دازلینگم انداختن بیرون:/
خلاصه من ازدوجا بم ضربه وارد شد و بعد فرشته ای ب اسم سانست شیمر(بااسم اصلی ایدا)ظاهر شد و گف:ب ما طرفداران صلح و دوستی و خوبی بپیوند!
و منم پیوستم:/(درین حد راحت قانع میشم)
خلاصه من اومدم بازم مرزهای جوگیری رو جابهجا کردم و ی وب ضدبدی و جناه دوستی زدم و خلاصه کلی دوس پیدا کردم(ازجمله یاسی و رزالین و تاره ک البت تارا چن ماهیه محو شده)
اون زمان هم ک کلی اتفاق افتاد 
ازجمله ظهور دوباره دیبا و مریم و کاس کلک بازیاشون برا جاسوسی دازلینگ بگیر تا درامای بنجامین و یاسی و لقب مستعار بنشاش ک رو بنجی گذاشدن 
و البت من دراوج غرور و افتخارم بودم ک فردی ب اسم مستعار تریکسی و اومد و کلا هکم کرد خلاصه زد ب برجک من
 البت تقصیر خودم بود ک ب یفردی ب اسم قاریا ک فیک خودش بود اعتماد کردم.بگذریم...
 البت من از رو نرفدم و دوباره وبامو زدم و اتفاقا این اتفاق باعث شد چهره قهرمانانه تری بخودم بگیرم(جون عمم!)
خلاصه دوستیامون ک خوب بود خوش گذشت..جشنای انلاینی ک تو وبا میگرفدیم...تقدیمیا..جاسوس بازیا...تهمت زدنا...تظاهر کردن ب مودب بودن...این یکی ختم سختی بود مثلا میخاسدم بگم اره کس خوار دازلینگیا و بعد دوباره پاک میکردم و مینوشدم اه!لعنت بشون!!بیتر ادبا
 خلاصه بالاخره ازین فاز کشیدم بیرون و وبای دوسیمو حذفیدم 
چون ی سرگرمی بهتر پیدا کرده بودم
 انیمه و نماشا!
تو نماشا همکه خودمو ایاتو جا زدم و ب خاندانشون پیوسدم و زن و بچه و اینا هم تشکیل دادیم 
بعدم دگ پام ب اینستا و تلگرام باز شد(باز بود البت ولی زیاد فعال نبودم
و تو تلگرام هم ک پارسال با ی یارویی..اهم اهم ریخدیم روهم و چن ماهم ک روهم قفلی زدیم 
و همی تازگیا دگ روهم نیسدیم از روهم پاشدیم(بخاطر همی کلا محو بودم این اخیرا)
 و البت هنو تو اینستا و تلگرام باهمی ایدی whcaw هسدم(اینستا بیشدر فعالم-خاار تبلیغ)
 تو تل و اینستام ک قبلا کارم ایسگا کردن ملت بود الان دگ ن بچ نایسی شدم(ارواح خالم!)

 ---------------------------------------------------------------------------
 the end
 پ.ن-گیمر بودین یا هسدین؟fav game? 
پ.ن2-کلمه ای ب اسم خباثت داریم؟نظرتون راجب این کلمه؟
 پ.ن3-نظرتون راجب بنجامین چیبود؟ 
پ.ن4-جمله اخر بچه یا بچ؟مسعله این است!
 پ.ن5-روتین جدید وبو دوس دارین؟



دیدگاه ها : cm
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 مرداد 1397  04:12 ب.ظ

عیدتون مبارک

دوشنبه 30 اسفند 1395 04:28 ب.ظ

نویسنده : RAINBOW DASH

سلام

دیگه تقریبا اخرای ساله

اگه بدی کردم!

اگه ناراحتتون کردم!

اگه اخلاق بدی داشتم!

اگه وقتتو گرفتم!

اگه کار بدی کردم!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

خوب کاری کردم

تو سال بعد هم همین بساطه

سال نوتون هم مبارک


 




دیدگاه ها : مبارک
آخرین ویرایش: دوشنبه 30 اسفند 1395  04:29 ب.ظ

سلام:()

چهارشنبه 29 دی 1395 09:32 ب.ظ

نویسنده : whcaw
سلام
چطورین:/
منکه عالیم!البته تقریبا عالی
خوشحالم چون امتحانای ترم نکبتی رو با موفقیت پشت سر گذاشتم
و ناراحتم چون یه جوش بدجور ازون گنده حال به هم زنها یکم پایینتر دماغم زده!(بین دماغ و لبم)
ینی من کلا صورتم جوش نمیزنه حالا که زده بدترین جای ممکن زده(هیچیم به ادم نرفته!)
جوش مث این میمونه یه مف چسبیده باشه به اونجا صورتم(ایییی)
ولی باورم نمیشه یه ماه خرخونی ب پایان رسید*_*
اخه من مستمرهام رو به معنای واقعی کلمه گند زدم
ولی برا ترم خوندم خدا کمکم کنه خوب بشم فقط
و امروز تو زنگ اجتماعی نمایش باید بازی میکرد هرکدوم گروه ها
و من هم بچه های گروه کردن یعقوب لیث پادشاه صفاریان://(مدیونین اگه فک کنین خودم بزور تاج پادشاهی رو ازشون ربودم)
و نمایش گروه ما از اول تا اخرش همه خندشون گرفته بود
برا منم دوس هنرمندم شیرین سبیل کشید(ناموسا خیلی بهم میومد همه هم گفتن باید ازون مرد سبیلیا میشدن اگه مذکر بودی)
و بعدشم گفتن بریم نمازخونه پلیس فتا  اومده برامون درباره خطرات دنیای مجازی حرف بزنه://
ما هم رفتیم ینی این پلیسه از اول تا اخرش فقط ضایع شد تو این یه ساعتی که برامون زر زد
یه نمونه از ضایع شدناشم شاهکار بنده بود(شاهکار های خفنتر مال منم بودش)
من حوصلم سر رفته بود با یکی از دوسام گوشه نشستیم روی یه کاغذ نقطه بازی
 چنان بادقت محو بازی شده بودم
یهو دیدم پلیسه بلندگوش سمت من گرفت گفت:آفرین دخترخانم بادقت داری نت برداری میکنی از حرفای من دیگه؟!
منم گفتم:نه:/(دقیقا باهمین حالت پوکرفیس)
کل نمازخونه رفت رو هواااا
-----------------------------------------------
خب زیاد زر زدم دلم براتون تنگ شده بودش^^
کلی اتفاق دارم تو این مدت خو:((
وععع رزی یاسیییی دلم براتون تنگ شده بود***_***تو هم همینجور آیاتو
فعلا بای:) 







دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 5 بهمن 1395  11:34 ق.ظ

های ... :)

چهارشنبه 8 دی 1395 05:29 ب.ظ

نویسنده : Yasiiiii★ shy
سیلام به اجیای خودم ^0^

خوبید خوشید سالمید سلامتید ؟ 

چطورید با امتحانای ترمتون ؟ :) 

اقا من که ریدم به اولین کارنامم -_-

کلا مردود 

ولی قول دادم دیگه خوب باشم 

امدم یه سلامی هم به اون بی معرفت بکنم که هیچ وخ جوابمو نمیده ؟-؟

حتما میگی من ؟ 

نه خالم :/( از فاز عمه زدم بیرون رفتم تو خاله ی بد بخت )

حتما باید نام ببرم خودش بفهمه -_-

حالا که انقدراصرار داری باوش

مهسا رو میگم -_- 

مهسا خیلی بیشوری -_-

و بعضیا که خوب نیس نام ببرم

در مدت دوری ازشوما با دوستای مدرسم خیلی حال میکنم 

ولی رزالین که همیشه جوابمو میده با اون میحرفم 

من یک لج میکنم تا دلت بخواد 

کینه ای ام بدجورررررر

اینو گفتم یاد یه خاطره افتادم 

یه روز دختر عمم به بابام گفت : اول شیکمتو بکن تو بد حرف بزن 

بعد من گفتم :بیشور درس صحبت کن 

بعد رفتم بالا یکم با مامانم حرف زدیم 


بابام با خشم تمام اومد بالا گفت : چرا بهش اینجوری  گفتی ؟ مگه من به تو کم محبت میکنم که بهش حسودیت میشه . تو و اون برای من یکی اید پس دیگه حرف نزن 

اقا اینقد عصبانی شدم که حاضر نبودم تا سه روز با بابام حرف بزنم :|

اینقد گریه کردم که کور شدم 

اقا هی گریه میکردم بعد یکم اروم میشدم 

بعد دوباره وقتی بابام میومد تو اتاق میگفتم : برو بیروووووووونننن باهات نمیخوام حرف بزنم 

بعد باز شروع میکردم عر زدن :/

اخر مامانم گفت برو باش اشتی کن الان اینا میگن چه بچه ایه 

منم با زور و التماس رفتم بغلش کردم که اونم نمیخواستم باش اشتی کنم 

الان هنوز حرص اون منو گرفت

خب دیگه خیلی حرفیدم بای :)



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 8 دی 1395  05:45 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 3   1 2 3