teenagers rock it - tomboy-

tomboy-

شنبه 6 مرداد 1397 11:09 ق.ظ

نویسنده : whcaw

See the source image
های گایز
اول ع همه اریگاتو گازایماس!مرس از هم اسم بامعرفتم رریتی پای که وبمو تبلیغ کرد
و مرسی ک سرزدین0ـ0اصا بم انگیز دادینا
و باعث شدید یسری وبای بسی عسمی رو بیابم(ایول!من فک میکردم فوق وبا وب فیلم باشه)
خب دگ بریم سر موضوع امروز:تامبوی!
اول ع همه تامبوی ینی چی؟
tomboy is a girl who exhibits characteristics or behaviors considered typical of a boy,[1][2]including wearing masculine clothing and engaging in games and activities that are physical in nature and are considered in many cultures to be unfeminine or the domain of boys
-ینی تامبوی دختریه که استایل وبیشدر سبک رفتاراش جوریه که معمولا تو جامعه بعنوان کارهای پسرونه شناخته میشه.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-خب من ی تامبوی هسدم و برا فهمیدن این موضوع راه درازی رو طی کردم و بهای سنگینی رو دادم.
بزار یکم فلش بک بزنم ب عقب...و اینجایی استپ کنم که سعی داشدم خودمو از شر اون موگیرهای نکبتی که مامانم ب کلم زده بود خلاص کنم
بزار اینجا استپ کنم که زور میزدم از شر دستبندها و گردنبندهای مزخرف دخترونه ای ک دورمو گرفده بودن خلاص شم و استفراغ نفرتمو روشون بالا نیارم
اونجا استب کنم که از دیدم پاهای خودم تو دامن چندشم میشد و دیوونه تیشرتای مشکی و تیره بودم
اونجا استپ کنم ک کارتون سیندرلا رو بااکراه نگا میکردم و کارتون تارزان و انیمیشن فوتبالیستها و لاکپشتهای نینجا رو باعلاقه!
اونجایی ک اسطوره هام اون پرنسسای مزخرف و افاده ای دیزنی نبودن ک بابوسه شاهزاده به زندگی برمیگشتن و تو دامن و میون فرشته ها میرقصیدن
اونجایی ک گوشامو سوراخ نکردم و هنوزم بالجاجت تمام گوشام سوراخ نیسد و فک کنم اخرین دختری باشم ک گوشاش سوراخ نیس
اونجایی ک روانی فوتبال و شمشیربازی بودم.دلم میخاست بجنگم
و بزار رو دوران مهدکودک استپ کنم...با تیشرت راه راه سبز موردعلاقم و شلوارک گشاد جین...کیفمو تکون تکون میدادم..کلمو با موهایی ک بالاخره مامانمو راضی کرده بودم بودم کوتاشون کنه تکون تکون میدادم و شعرهارو باریتم میخوندم
بهترین رفیقم ی پسری ب اسم آرین بود.ی پسر شروشیطون و کله نارنجی
هیچ دختری تو لیست رفیقام نبود.لیست رفیقام پر دانیال و ارین و سروش و...بود...و ی دختر ب اسم سارا!ک خیلی دوسدش داشدم
کسی بود ک از دنیای دخترونه یکم بم اخبار میداد
بغیر اون دختر دیگه ای نبود
اینجور نبود ک ادم پسربازی بودم...تو خوابم نمیدونسم عشق چی چیه؟؟میشه خوردش یا شوتش کرد؟
اینجور بود که پسرا وقدی وحشیانه توپو شوت میکردم یا ازلای خاک باغچه ی کرم میکشیدم بیرون و نصفش میکردم یا وقدی ک بلند داد میزدم جوری نگام نمکردن ک انگار از ی سیاره دگ اومدم و چرا بااولین پرواز سفینه ام برنمگردم سیاره ی خودم؟
برعکس باعلاقه بام بازی میکردن و خیلیم خوش میگذشت وقدی موقعی ک مربی سعی داشد بهمون نقاشی یاد بده یهو یکیمون داد میزد جنگ!
و یهو میپریدیم رو میز و صندلیارو میزدیم رو سروکله هم!
اون دورانم گذشت و من وارد دبستان شدم
جایی که پسر و دختر رو جدا میکردن و یکدفعه زندگی من شد پر از دخترایی ک باید باشون سروکله میزدم
و اونجا بود ک بزرگترین درسای زندگیو گرفدم
وقتایی ک بنظرشون موجود عجیبی بودم
وقتایی ک کسی منو تو جمعش راه نمیداد
دقایقی ک سرم رو میزم بود و ثانیه ها رو حساب میکردم تا زودتر اون زنگ تخمی بصدا دربیاد.
دوسایی ک بدست اوردم و سریع از دسش دادم
وقتایی که با پسرای مدرسه که تاوقدی سوم بودم اونجا بود مدرسشون بیشدر رفیق بودم تا دخترا
وقتایی ک تو خاله بازیاشون همیشه بابا میشدم(و بعد یمدت واقعا دگ نمخاسدم باشم)
وقتایی ک باهم صورتی ست میکردن و من سرتاپا مشکی میپوشدم مث زندگی تاریکم
تاجایی ک تصمیم گرفدم ب نصیحت مامانم گوش بدم و همرنگ جماعت شم
موهامو بلند کردم و چتریای بامزه جلوش گذاشدم و البت موهای من خ خوشگل بودن هرجا میرفدم همش تعریف موهای من بود
پرپشت.خوشرنگ.خوش حالت ...طوریکه وقدی میرفدم ارایشگاه کوتا کنم نگهشون میداش برا مومصنوعی میگفد حیفه
بگذریم موهام اخرین چیزیه ک میخام باش پز بدم چون سرش خ دردسر کشیدم
هیچوقت با دامنای گل گلی کنار نیومدم...ولی دس کم تلاش خودمو کردم...موهامو دادم مامانم گیس کنه ساپورت و تونیک میپوشیدم مث این دختر خارجیا شلوارک پیرهنای رنگی و شیک
میرفدم اسکواش
و تو ورزشگاه بانگاهی پرحسرت ب دخترای نوجوونی نگا میکردم با موهای پسرونه و تیشرت و شلوار جینای تیرشون...فوتبال بازی میکردن معمولا
و بعضا هم کاراته
بالاخره سیزده سالم شد...حالا دورم پر ادم بود و خیلیا منو میسندیدن.وقدی مودبانه پذیرایی میکردم. تو جشنا دستامو باعشوه تکون میدادم و قرمیدادم
دخترا دگ بزرگتر شده بودن و عاقلتر!بالاخره داش کله هاشون اون همه دیالوگای پرنسسی رو فراموش میکرد و استایل خودشونو محتاطانه پیدا میکردن(دس کم بیشترشون)
و یروز...تو اینه بخودم نگا کردم.این چیزی بود ک میخاسدم؟مهسایی ک میخاسدم این بود؟
مطلبی راجب ترنسا خونده بودم و فک میکردم ک ترنسم ولی یجورایی جور درنمیومد
اخه من جسممو دوس داشدم!دلم نمخاس بجای مهسا علی صدام بزنن یا دلم نمخاس دگ این صدای نازک دوس داشتنی رو نشنوم وقتی داره اواز میخونه
جسم و پوست ظریفمو دوس داشدم وقدی ک تو حموم اروم رو گودی کمرم دست میکشیدم و انگار روحیه ام درتلاطم بود.
از همه چی بدم میومد!بیشدر همه ع خودم.
و بالاخره با تامبوی اشنا شدم و بالاخره فهمیدم که کی ام و چی ام.
تو اینه ب خودم زل زدم.کش موهامو دراوردم...دستبند ابیمو دراوردم و گذاشدم مچم نفش بکشه.
باوجود همه سروصداها و حرفا و حدیثا رفدم و موهامو پسرونه کوتاه کردم و اتفاقا ب صورت گرد و گونه های زاویه دارمم میومد
اولش سخت بود.وقدی ک بعضی دخدرای فامیل منو نشون میدادن و تو گوش هم پچ پچ میکردن:دوجنسس؟
وقدی ک خیلیا سربسرم میزاشدن ک الان دگ دوتا پسر تو خونمون داریم
وقدایی ک با مامانم بحث و جدل بود و حتی مامانمم بم گف:دوجنسهی منحرف!
ولی من کوتاه نیومدم.
اوایل همش تو غار خودم..نوشته میشنوشتمو هدفون اهنگای غمگین ...کلاهمو رو سرم میکشیدم و استینای سوییشرتمو با انگشتام میگرفدم و روتختم عین ی جسد گندیده بودم
ولی الان ب خیلی چیزا رسیدم
دگ میرم فوتبال...برا خودم تتو موقت میزنم...ب اهنگای راک گوش میدم و باشون عربده میکشم...و کلی دوس دارم!
با پسرا فوتبال بازی میکنم و خ خوش میگذره
و خانوادم دگ بام کنار اومدن
داداشم پشتمه و حمایتم میکنه بدجووور...بابامم معمولا حمایت میکنه...مامانمم...کنار اومده هرچن که هنوزم حسرت ی دخترزیبا با دامنای رنگی و موهای بلند ک دس در دسش باش میره خرید رو میتونم از تو نگاها و حرفاش بخونم
ولی هنوز دوسم داره...زیاد!
 و این بود جریان من!
فلا چار ماهه موهام کوتاه نکردم میخام بزارم تا اخر تابستون خوب ک بلند شد مدل شلوغ بزنم یکم سیختر
ازونایی ک راک استارا میزنن
خب اینم استایل و تینیجر لایف من!
خواسدم بگم هرچی ک هسین بخاطرش بجنگین و بش افتخار کنین
و لاو یور سلف!سلف لاو ایز د بست مای بچز!
پ.ن:استایلتون چیه؟مینیمالیست تامبوی گوت یا...؟
پ.ن2:بهترین دوس مهدکتون کیبود؟






دیدگاه ها : cm
آخرین ویرایش: شنبه 6 مرداد 1397  12:49 ب.ظ