teenagers rock it - داستان جدیدددددددد+ ( قسمت اولش)

داستان جدیدددددددد+ ( قسمت اولش)

یکشنبه 7 شهریور 1395 12:43 ب.ظ

نویسنده : Yasiiiii★ shy
های گایز 

با یه داستانه جدید امدم 

اسم : یه اردو بیرون از خونه ( هیجانیه اونم خیلی)

تعداد قسمت ها = 6 

شخصیتا : رزی _ شدو _ فاطی رریتی _ توایدش _ توایلایت ( همون پارمیس خودمون ) _کدنس _ خودم 

شخصیت جدیدم میپذیرم ^^

خب اینم از قسمت اولش

فقط تو اینم تو مدرسه ایم:|

ناظم : از جلو نظام 

ما 9 تا : -_-

ناظم: اون کیه اون پشت داره حرف میزنه ؟-_-

در حالی که ما هیچ صدایی نمیشنیدیم :|

ناظم : یک بار دیگه حرف بزنین باید از صف بیاید بیرون 


شدو : ولی هیچ کس حرف نزد خانم ما هیچکدوم نشنیدیم :/

ناظم : من ناظمم یا تو ؟ 

شدو : تو :| من برم تو دسشویی شیر کاکائو بخورم مثل تو نباشم :/

ناظم : خفه ، خب حالا که میخوای برو تو دستشویی الان برات شیر کاکائو میارم 

من : خانم میشه ادامه ی حرفو بگین ؟ ساعت 8 و نیمه  ها :/ ( ورزش صبحگاهی بود ما هم ساعت یه ربع به نه کلاسمون شرو میشد ) 

ناظم : اوه حواسم نبود خب به کارمون میرسیم خبر دار 

بچه ها : الله اکبر ( ا خودم در اوردم ما یه چی دیگه میگفتیم :/)

ناظم : خب دیگه برید سر کلاساتون 

رزالین : چه عجببببب :/ پاهامون پودر شد  

شدو : این ناظممون یه تختش کمه نه ؟  


رزالین : بابا دمت داغ :/ این ناظم جدیده مثله گاو هی زر میزنه 

شدو : نه کلا دارم میگم خله :| مشکل شنوایی داره اصن ما نشنیدیم کسی حرف بزنه بعد میگه کی اون پشت داره حرف میزنه :/ ( این اتفاق واقن تو مدرسه ی ما افتاده خخخ) 

توایدش : خل ها را چه میشه کرد دیگه، خب جم کنین بیتربیت نباشید-_-

پارمیس : باز تو بچه مثبت بازیاتو شروع کردی :|

توایدش : میگم مودب باشید بد گفتم ؟

ناظم : راه بیفتین همه صفا رفتن فقط شما موندین 

فاطی رریتی : بچه ها حوصلم پوکید پووففف -_-

من  : خب خدافظ بچولا تو زنگ تفریح میبینمتون  ^^ 

من تو دلم :  من بد بخت همیشه باید کوچیک باشم رزی و مهسا میتونن با هم برن کدنس و فاطی رریتی و پارمیس و توایدشم همینطور ، فقط من باید تنها باشم -_-

دینگ دینگ  زنگ خورد 

من : یا خدا یه دیقه نشده زنگ خورد ؟:|

ناظم از میکرفون : از کلاساتون بیاید بیرون جلسه اولیا مربیانه 

شدو : شت   یادم رف به مامانم بگم بیاد 

رزالین : نگران نباش منم نگفتم :/

ما از کلاسا اومدیم بیرون 

من: ناموسا شما یادتون بود ؟ :| من یادم رف بگم به مامانم @_@

توایدش و هم کلاسیاش ( همون کدنسو پارمیس و فاطی ): ما گفتیم 

خلاصه ما نشستیم تو حیاط 

فاطی رریتی : میگم که ام بچه ها من حوصلم سر رفته چیکار کنیم   


شدو : کی گوشیشو اورده ؟ :| ناموسا راس بگید کار دارم :/

رزالین : منننننننننن 

شدو : رزالین -_-

رزالین : هوم ؟:|

شدو :این عکس شو چیه گذاشتی رو صفحه دسکتاپت :/ حد اقل ایاتو میذاشتی یه چیزی این کوالای زشتو گذاشتی رو صفحت ؟-_-

رزالین : عشق خودمه به تو چه -_- 

من : اصن عشق منه :| بابا بگید چیکار کنیم حوصلم پوکیددددددد اه 

رزالین : اصن وللش شدو با گوشی چیکار داشتی ؟:|

شدو : میخواستم برم نماشا انیمه ببینم :| نت داری ؟:/

رزالین : عهههههه چرا به فکر خودم نرسید  نه ندارم :/

ولی وای فایه مدرسه که هس 


شدو : oh my god  


من : میشه منم ببینم ؟ ^-^

رزالین : نه برا تو خوب نیس نبین -_-

خب فعلا قسمت اول به پایان رسید 

نظررر تا ادامرو بذارم 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 7 شهریور 1395  05:08 ب.ظ